دکتر احمد معتمدی، رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. او که در کارنامه کاری خود سابقه معاونت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را دارد، در گفتگوی اختصاصی با «نامه شورا» از اهمیت و تاثیر مثبت آمایش آموزش عالی برای دانشگاههای بزرگ و مرکزنشین کشور میگوید.
در ابتدا سیاستها و اقدامات دانشکده امیرکبیر را در خصوص روند تدوین و اجرای آمایش آموزش عالی بفرمایید.
آمایش آموزش عالی بحثی است که شاید عمدتا در سطح حاکمیت و در وزارت باید طرح شود؛ اینکه دانشگاهها در سطح کشور به چه ترتیبی توزیع شوند و هر دانشگاه چه زمینه و گرایشی را داشته باشد. اینکه چگونه دانشجو بگیرند؛ از منطقه خودش یا از خارج از منطقه. اینها مباحثی است که شاید به طور مستقیم به خود دانشگاه خیلی ارتباط پیدا نکند. شورای گسترش آموزش عالی و شورای عالی انقلاب فرهنگی باید تصمیم بگیرند که چگونه آمایش سرزمین در حوزه دانشگاهها و در حوزه تحقیقات باید صورت بگیرد. این مسئله فقط دانشگاه هم محدود نمیشود بلکه حتی مجوزهایی که در ارتباط با مراکز تحقیقاتی داده میشود را هم میتواند شامل شود. بنابراین در این حوزه، دانشگاه خیلی نمیتواند نقش داشته باشد. چون وقتی که مثلا یک مجوز به دانشگاه امیرکبیر در تهران داده میشود، دیگر حوزه فعالیت آن در تهران است و خیلی نمیتواند از این جهت تصمیمگیری کند. البته ما در دانشگاه امیرکبیر شرایط خاصی داریم: علاوه بر تهران سه مرکز اقماری نیز داریم. یکی دانشکده کشتیسازی ما در بندرعباس است که بیش از 20 سال است قدمت دارد. که به نظر من تصمیم خوبی بوده است. من میدانم که رشته کشتیسازی خیلی از دانشگاهها، در تهران است. البته دو سه دانشگاه بیشتر این رشته را ندارند. ولی اطلاع دارم که یک گروه در تهران است. به نظر من تصمیم ما بهتر از تصمیم آن دانشگاه است چرا که آمایش سرزمین هم رعایت شده است. یعنی ایجاد یک رشتهای مثل کشتیسازی، غیر از کنار دریا خطا است.یا باید به دانشگاههایی داده شود که در کنار دریا قرار دارند و یا اگر به دانشگاهی مثل امیرکبیر داده میشود که اشکالی هم ندارد، این دانشکده باید به کنار دریا باشد. چون اصلا دانشجو باید با فضای دریا آشنا شود. بندرعباس بهترین نقطه از جهت صنایع دریایی است. فکر میکنم 60درصد صنایع دریایی ما در بندرعباس متمرکز است. بزرگترین بندر ما یعنی بندر شهید رجایی در بندرعباس است. خیلی معنادار نیست که ما بیاییم رشتههای مرتبط با دریا را در تهران یا در شهرهایی که دور از دریا هستند ارائه بدهیم. بنابراین ما این دانشکده را داریم و البته مشکلات و سختهایی هم داریم. سایت اصلی ما در تهران است. اساتید بیشتر تمایل دارند که در تهران باشند. اما بنای ما بر این است که بیش از گذشته سایت بندرعباس را تقویت کنیم و اساتید را تشویق کنیم که عمدتا دورهها را در بندرعباس تشکیل دهند. یک سایت هم در پردیس ماهشهر داریم. در واقع پردیس بندرعباس و پردیس ماهشهر را داریم. آن هم با کمک پتروشیمی درست شد و رشتههای مرتبط با پتروشیمی را در آنجا داریم. حدود 10 سال قدمت این پردیس است. به نظر من این هم تصمیم درستی بوده است. بنابراین برای ارائه بهتر این قبیل رشتهها داریم تجدید مأموریت و تجدید ساختار میکنیم و به نظر میرسد که بعد از 7،8،10 سال به یک بازنگری احتیاج داشته باشد. یک زمانی نیاز آموزشی صنعت پتروشیمی خیلی زیاد بود و با هدف تامین این نیاز برنامههای آموزشی شروع شده است اما حالا باید تغییراتی بدهیم و به بحث R&D و خدمات علمی بیشتر بپردازیم. تا آنجایی که من میدانم حدود 60درصد از صنایع پتروشیمی ما در ماهشهر است. بنابراین این هم به نظر من یک اقدام خوبی است. یک پردیس هم در گرمسار داریم که نزدیک تهران است و مأموریت خاصی ندارد. بنابراین در این فکر هستیم که مأموریت خاصی برای پردیس تعریف شود. چون اگر قرار باشد آن کارهایی که در تهران انجام میشد عینا در یک سایت دیگر باشد خیلی از دید ما معنادار نیست و باید واحدهای علمی مأموریتگرا باشند. به یک کار جدید هم داریم فکر میکنیم که به نظرم خوب است وزارت علوم و دانشگاهها روی آن فکر کنند؛ آن هم بحث بینالمللی کردن دانشگاه است. سایت اصلی و پردیس بینالملل ما در تهران است. اشکال هم ندارد و خوب است. اما داریم روی این کار میکنیم که اگر بخواهیم دانشجوی خارجی جذب کنیم شاید پردیسهایی در مناطق آزاد مرزی یا کنار مرزها داشته باشیم. این کار شاید در برخی از نقاط برای ما مزیت داشته باشد. به عنوان مثال در حوزه خلیج فارس داریم کار میکنیم که اگر در یکی از مناطق آزاد مثل کیش و قشم پردیس داشته باشیم به نظر میرسد که مزیتهایی به همراه دارد چرا که برای افرادی که از خارج از کشور میآیند ارزان میتواند باشد و رفت و آمد آنها میتواند با توجه به تسهیلات ویزایی که هست راحتتر باشد. البته باید مدل خاصی برای آن طراحی شود و با مدلهای سنتی این موضوع امکانپذیر نیست. بنابراین اگر از دید یک دانشگاه نگاه کنیم باید بگوییم که یا رشتههای خاصی مثل رشتههای دریایی را ایجاد نکند یا اگر ایجاد میکند میتواند در خارج از سایت اصلی خودش باشد یا مثلا اگر دانشگاهی رشته کشاورزی دارد شاید اگر در وسط شهر نباشد خیلی بهتر است. مثلا دانشگاه تهران در کرج دارد کار درستی میکند. چون در موقعی که دانشکده کشاورزی کرج درست شده، کرج عمدتا به کشاورزی میپرداخته است. یادم است که رشته کشاورزی دانشگاه اهواز در ملاثانی بود که فاصله داشت و طرفهای دزفول بود و تازه آن هم مستقل شده است. بنابراین اگر از دید دانشگاه نگاه کنیم خوب است رشتههایشان الزاما در سایت اصلی آنها نباشد و حداقل یک توزیع در استان خودشان داشته باشند یا مثل ما در مناطقی با توجه به رشته باشند.
اما اگر از دید وزارت علوم نگاه کنیم که آمایش سرزمین فرق دارد؛ مجوز دانشگاهی که داده میشود باید متناسب با شرایط منطقه باشد. به عنوان مثال اگر دانشگاه هرمزگان درست میشود باید سعی کند بیشتر روی علوم دریایی متمرکز شود. یا در درجه اول نیازهای استان مد نظر قرار بگیرد. البته دانشگاههای بزرگ و قدیمیای مانند دانشگاه شیراز یا مشهد یا تبریز و اصفهان داریم که اینها میتوانند نقش ملی هم داشته باشند. وضعیت دانشگاههایی که در تهران هستند فرق میکند. همه تقریبا یک نقش ملی دارند چون در پایتخت هستند و شاید تهران را باید استثنا کرد.
یعنی نیازی به بازنگری و آمایش در دانشگاههای اصلی که در تهران هستند وجود ندارد؟
- ۰ نظر
- ۱۶ مهر ۹۵ ، ۱۰:۵۲
- ۱۳۵ نمایش